تبليغاتX
صدف جنوبی
عکس..... موسیقی
سلام دوستای گلم

 دلم واستون یه ذره شده بود

 فکر کنم ۱ سالی میشد که سراغی از وبلاگم نگرفته بودم اما خوشحالم 

بازم میتونم با شما عزیزای دلم باشم با نظرای قشنگتون ابجیتونو راهنمایی کنید

 میخوام  چند تا عکس  و  بیوگرافی مختصر از تهی واستون بزارم امیدوارم خوشتون بیاد

 ۶ بهمن ۶۴ متولد شده

 دانشجوی مهندسی کامپیوتر

رنگ مورد علاقه مشکی و سبز

 ماشین سورن

 رقص و شوخی ازش جدا میشه

 پاتوقش برجه سفید شمال شهر

 

 نظر یادت نره عزیزم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 0:46  توسط صدف   | 

یه شعر با حال واسه دوستهای گلم حالشو ببر


دختری با مادرش در رختخواب
درددل می کرد با چشمی پر آب
...
گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست
...
گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
روی دستت باد کردم مادرم!
...
سن من از بیست وشش افزون شد
دل میان سینه غرق خون شد
...
هیچ کس مجنون این لیلا نشد
شوهری از بهر من پیدا نشد
...
غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته
...
مادرش چون حرف دختش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت:
...
دخترم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود
...
غصه ها را از وجودت دور کن
این همه شوهر یکی را تور کن!
...
گفت دختر مادر محبوب من!
ای رفیق مهربان و خوب من!
...
گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها
...
در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و با وقارم هر کجا
...
کی نگاهی می کنم بر یک پسر
مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟
...
غیر از آن روزی که گشتم همسفر

با سعیدویاسر وایضا صفر
...
با سه تاشان رفته بودم سینما
بگذریم از مابقی ماجرا!
...
یک سری هم صحبت صادق شدم
او خرم کرد آخرش عاشق شدم
...
یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید
...
مصطفای حاج علی اصغر شله
یک زمانی عاشق من شد،بله
...
بعد جعفر یار من عباس بود
البته وسواسی وحساس بود
...
بعد ازآن وسواسی پر ادعا
شد رفیقم خان داداش المیرا
...
بعد او هم عاشق مانی شدم
بعد مانی عاشق هانی شدم
...
بعدهانی عاشق نادر شدم
بعد نادر عاشق ناصر شدم
...
مادرش آمد میان حرف او
گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!
...
گرچه من هم در زمان دختری
روز و شب بودم به فکر شوهری
...
لیک جز آن که تو را باشد پدر
دل نمی دادم به هرکس اینقدر
...

خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی
واقعا که پوز مادر را زدی





 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 0:52  توسط صدف   | 

زندگینامه و عکسهای مرحوم غلامحسین بنان

غلامحسین بنان در سال 1290 در تهران متولد شد. او در خانواده هنردوست و اعیان خود که نسبت نزدیکی با ناصرالدین شاه داشتند (مادرش برادرزاده ناصرالدین شاه بود) با آوازهای پدراولین درسهای موسیقی را آغاز کرد و پس از مدتی همراه با خواهرانش به مکتب مرتضی نی داوود نوازنده و آهنگساز نامدار ایران راه یافت که اولین معلم رسمی او در واقع نی داوود بود. او آواز را بعدها نزد ضیاء الذاکرین و ناصر صیف به روش سینه به سینه ادامه داد، او آنزمان شناختی از تئوری موسیقی و نت نداشت و آواز را به شیوه قدما و بدون توجه به جایگاه صدایش می خواند.

سالها بعد به دعوت روح ا... خالقی نزد صبا رفت تا به جمع خوانندگان مکتب وزیری بپیوندد. ابوالحسن صبا در اولین دیدار متوجه استعداد و تواناییهای بنان شد.آشنایی غلامحسین بنان با روح ا... خالقی، علی نقی وزیری و مخصوصا" ابوالحسن صبا نقطه عطفی در زندگی هنری بنان محسوب می شود. بنان پس از آشنایی با این بزرگان، همچنین استفاده از راهنمایی های آنها در زمینه آواز، پس از چند سال به ستاره ای در آسمان آواز ایرانی تبدیل شد.

از خصوصیات ممتاز بنان این است که گاهی آوازهایش همچون تصنیفهای او محبوبیت یافته؛ مانند "تاب بنفشه می دهد"، "دیلمان" و "آمد اما" که اینها همگی نشاندهنده استعداد و دانش بالای موسیقی اوست.

بالاخره غلامحسین بنان گنجینه آواز کلاسیک ایرانی در سال 1362 در بیمارستان "ایران مهر" درگذشت. پری بنان همسرش به احترام او ساعتهای خانه بنان را از آنروز تا کنون متوقف کرد. روی قبر بنان در امام زاده طاهر کرج نوشته شده "الهه ناز"...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 14:15  توسط صدف   |